PSB is being developed by Pooya Paridel.
صفحه اول  › وبلاگ
زير بخش ها
پرونده
درباره من
فتو بلاگ
وبلاگ
اردیبهشت

چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه

قیصر امین پور

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
دختر کودتا
 نقشی از دختر کودتا

قرار بود بروم کوهدشت برای گزارش از خانواده های قربانیان حادثه سعادت آباد.

گفت :"از من هم عکس بگیر که اگه دوباره بازداشت شدم اون عکس تکراری رو باز منتشر نکنن ."

روسری نارنجی به سر داشت ، بلوز لیمویی به تن . موهایش را مرتب کرد و عینکش را جا به جا .

حالا این قطعه منجمد شده از زمان پیش از روزهای زندان پیش رویمان است.نگاهمان می کند ، عصبانی می شود ، فکر می کند و می خندد .

بیش از 50 روز از آفتاب دور بوده ای . 28 مرداد ماه- روز تولدت - نزدیک است دختر کودتا و تو در بندی !

امید که به آفتاب سلامی دوباره کنی...

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
فنجان

این کسی که نشسته این سوی میز ، دارد کم می آورد

مثل فنجان خالی ، بدون قند و بدون لبخند، بدون مخاطب

مرتضی گفته بود...

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
شیر و شکلات

" شیر " و "شکلات " را حذف کردم.

نمیتوان به امید فرصتی دوباره نشست که شاید روزی بخواهی فیلمی را برای بار چندمین بار ببینی.

هر فیلمی را نمی توان

هر وقتی نمی شود.

فرصت زیادی نیست برای ندیده ها مگر "گام معلق لک لک" که هر بار حرف تازه ای است.

" شیر " و شکلات" را از صفحه کامپوتر پاک کردم.

سبک شدم.

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
اختلال سوگ

 

" سلام نرگس جان! " را 

                                         با همان لحن و مکث تکرار می کنم

مبادا از خاطرم  برود

صدایی که از آن گلو خارج شد

و هوا عطر دیگری گرفت.

تکرار می کنم :

"خودت رو اذیت نکن!"

دیشب شمردم

103 پنج شنبه است که دیگر نمی آ یی

هر هفته آن جاده را تمام می کنم

فردا پنج شنبه است

صد و چهار.

 

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
به گاه ارديبهشت

خوش باد

بر ارديبهشتيان  

هرچند اين آمدن به قيمت سهراب كشي باشد.

"گفت و گو

گفتم : این باغ ار گل سرخ بهاران بایدش ؟

گفت : صبری تا كران روزگاران بایدش

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست

گر نسیم و بوسه های نرم باران بایدش

گفتم

آن قربانیان پار

آن گلهای سرخ ؟

گفت : آری

ناگهانش گریه آرامش ربود

وز پی خاموشی طوفانی اش

گفت : اگر در سوك شان

ابر می خواهد گریست

هفت دریای جهان

یك قطره باران بایدش

گفتمش

خالی ست شهر از عاشقان وینجا نماند

مرد راهی تا هوای كوی یاران بایدش

گفت : چون روح بهاران

آید از اقصای شهر

مردها جوشد ز خاك

آن سان كه از باران گیاه

و آنچه مي باید كنون

صبر مردان و

دل امیدواران بایدش"

محمد رضا شفيعي كدكني

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
مجاز
لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
شعر ناگفته
لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
درد

مرض آهنگرها از دل پيچه ي نگفتن راز هاي چند ساله سخت تر است

آن علف كوهي را

بزي چموش

چريده است

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
هشدار

اجسام از آن كه در آينه مي بينم به من نزديك ترند.

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
محاسبه

20 هزار ميليارد تومان بودجه مورد نيازآموزش و پرورش براي سال 88 

20 هزار ميليارد تومان خسارت خشكسالي در سال 87

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ  
ديده

حالا اينجا هستم.شايد.

زنم بر ديده ، زنم بر ديده ، بر ديده زنم ،بر ديده

شايد دل گردد آزاد

زنم بر ديده ، زنم ، زنم ، زنم ...

لينك مطلب  نظرات  نسخه قابل چاپ